سلام شهرام جان! آمديم DPFE نبودي...
ساختمان همان است. همان 6 طبقه معروف! اما نبودي. حتماً باز هم به سرقت رفتهاي! به عادت سدههاي قبل مينويسيم:«سلام! شهرام جان. آمديم نبودي ...»
از آن زمان كه كيهان خبر ميداد «ش. ج» در حال سيم جيم شدن است و با تعداد ناقابل 60 نماينده مجلس ششم ارتباط دارد، 6 سال ميگذرد و تو به جرم دزديده شدن در زندان بودي.
زندان كلمهاي است عمومي و سخت است تعميم دادن آن.
گذشت تا آن زمان كه با تصويرت آشنا شديم؛ «يك مفسد اقتصادي». چقدر فيلم و سريال كه به خاطر ديدن جلسات دادگاه محاكمهات به هدر رفت و اكنون نه آن فيلمها تكرار شدني است و نه ديدن تصوير تو.
مقصد را ساختمان شركت معروفت كه در تمام سالهاي بازجويي و زندان روزهاي متمادي را به تجارت در آن مي پرداختي و ديگر همه آدرس آن را دارند و البته طي اين چند روز اخير بيشتر مورد توجه قرار گرفته، قرار داده و حركت ميكنيم و پس از گذر از ستاد فرماندهي نيروي انتظامي و خياباني به همين نام، به خيابان خدامي ميرسيم.
هتل هما كه پشت سر گذاشته ميشود، پلاك شماره 40 كه محض احتياط دو بار درج شده است، در 6 طبقه مقابلمان است. چراغ تمامي طبقات به جز طبقه 5 خاموش است و انگار نه انگار كه «بيش از 120 جلسه با حضور همان مسروقه مفقوده در مدت اين يك سال اخير در اين دفتر برگزار شده است».
ابتدا به سبك فيلمهايي كه در ذهن داريم، اطراف ساختمان چرخي ميزنيم. بر روي ديواره آن علامتي بزرگ با عنوان "DPFE" و تكرار فارسي آن درج شده كه مفهوم خاصي ندارد؛ الا آنكه بدانيد نام شركت «پديده تجارت» است و حتماً يكي از اين حروف، نخستين حرف لاتين شركت.
سعي ميكنيم با سادهترين راه حل شروع كنيم. در ميزنيم و ثانيهاي بعد در، شتابان باز ميشود. با پرسش و پاسخي كوتاه و اطلاع از غرض ما، نگهبان با عتابي جواب ميدهد و بلافاصله در خيابان پشت سرمان به دنبال آشناي مراقب ميگردد.
به خاطر نيافتن آن مأمور كه شايد حواسش مثل ماموران مراقبت آن مفسد اقتصادي، پرتانده شده بود، سريعاً به داخل بازگشته و خواستار خروج بيقيد و شرطمان ميشود. كمي تعلل موجب دست به تلفن شدن نگهبان ميشود كه اكنون فردي ديگر از داخل ساختمان او را همراهي ميكند.
چه كساني در طبقه پنجم بودند؟
براي يافتن جواب، اقدامي آكروباتيك ميكنيم كه كمي با سر و صدا همراه است. 3 زن نسبتاً جوان به بيرون خيره ميشوند و دنبال منشأ آن ميگردند. لحظاتي بعد با صحبتي كه فقط جهت چشمان آنها تنها اثر قابل مشاهدهاش بود، سريعاً پردههاي طبقه پنجم كشيده ميشود تا ديگر اثري از رفت و آمد افراد قابل مشاهده نباشد.
از حامد، مرد جواني كه سيگار بر لب در حال رد شدن از مقابل شماره 40 است، ميپرسم كه آيا ميداند ساختمان متعلق به كيست و پاسخ ميشنوم: نه!
جوابم مساوي لبخندي تلخ است. ميگويد من فقط اسمش را شنيده بودم و جزئياتش را نمي دانم اما وقتي خواندم كه ماموران را اغفال كرده، تعجب كردم كه چگونه آنها را اغفال كرده و اصلاً چطور گريخته؟ مگر لباس زندان نداشته؟ به همين سادگي مگر ميشود كه يك متهم با اين شهرت را كه همه نگاهها به اوست، در خيابان گم كرد؟
و بعد همانطور كه رد ميشود، ميگويد: ياد آن موضوعي افتادم كه از فردي پرسيدند چگونه توانستي از آبشار نياگارا بپري و او جواب داد: بگوئيد چه كسي مرا هل داد تا ادبش كنم!
پيك موتوري با يكي از همسايهها كار دارد و من از او ميپرسم تا به حال در اين ساختمان با فردي آشنا برخورد داشتي؟ ميترسد و جواب ميدهد من تا به حال اينجا نيامدهام. كارت خبرنگاري به كمك ميآيد و در حالي كه قول ميگيرد به پلاكش نگاه نكنم، جواب ميدهد: مي دانم همه دنبال شهرام جزايري ميگردند اما وقتشان را تلف ميكنند؛ مرغ از قفس پريد...
گزارش را با مغازههاي اطراف پي ميگيرم و از اينكه با اين ميزان درخواست ماشين، هيچگاه تقاضاي كد اشتراك نكردهاند، كمي تعجب ميكنم.
نميتوان برخي از گفت و گوها را منتشر كرد؛ چون تناقض در آنها زياد است اما باز هم به مقابل ساختمان شماره 40 باز ميگردم. لامپهاي ورودي اين بار خاموش شده و جز فوتبال در حال پخش، چيزي به چشم نميخورد.
شهرام! از روزنامهاي كه مقابل در افتاده بخشي را كه درباره فرارت نوشته را جدا كرده و ميخوانم. يكي از حضورت در دبي خبر ميدهد و ديگري تاكيد ميكند كه در داخل كشوري. يكي ميگويد در دو روز همه خانوادهات را به خارج فرستادهاي و ديگري ميگويد يك ميليارد تومان ناقابل در يك ساعت پول نقد فراهم كردهاي. نميدانم چرا قوه قضائيه اينها را جدا نميكند و بخواند.
نميخواند كه چرا اين شك از بين نميرود كه چگونه به همين سادگي اغفال كردي و رفتي؟
چگونه برخي از عدم رعايت مواد آئين دادرسي به طور مستدل سخن ميگويند و كسي از خيل حقوق خوانهاي اين نهاد بهويژه قاضي محترم پرونده جواب آن را نميدهد؟
چرا از لفظ «فراريش دادند» استفاده ميشود و دلايل تاييد آن بيشتر از رد آن است؟
چرا قوه قضائيه آنقدر راحت با مسئله برخورد ميكند و كسي از داخل آن به موضوع اعتراض نمي كند؟
شهرام! نميخواهم چراها را زياد كنم چون فرصت خواندن پيدا نميكني اما ميدانم كه هميشه پيگير بودي و به اهالي خبر هم در مورد گزارشهايشان از دادگاهت مشورت ميدادي؟ آن هم مثلاً از داخل زندان آن هنگام كه مدرك داشتن تلفن همراهت را در تمام دوره زندان منتشر كرديم، و كسي جوابي نداد يا از همان شركت نگهداري پديدهها كه مقدمات سفر گذشتهات به شرق آسيا از آن انجام شد، سخني وجود ندارد!
ما كه تلاش خود را كرديم و تو را نيافتيم. اما روي سنگهاي گرانيت تيره رنگ شركتت بدون اجازه نوشتيم: «سلام شهرام جان! آمديم نبودي. جايت اصلاً خالي نيست...»
منبع: خبرگزاري فارس
و رجانیوز
گفتگوي بسيار خواندني احمدي نژاد با معلمان
به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، محمود احمدينژاد كه امروز به طور سرزده در مراسم افتتاحيه همايش نوآوريهاي آموزشي ، در سالن اجتماعات كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان حضور پيدا كرده بود، افزود:حقيقتاْ خوشحالم و خداي بزرگ را سپاسگزارم كه توفيق زيارت عزيزترين قشر ملت ايران يعني معلمان و پرورشدهندگان روح و جان ايران را به من داد. تنها به اينجا آمدم كه اين فضاي معنوي را استشمام كنم و دل به صفاي وجود شما بدهم اما به محض رسيدن به من فرمان دادند كه عرض ادب كنم.
رئيس جمهور با بيان اينكه عنوان همايش ، عنوان بسيار زيبايي است، اظهار داشت: قطعاْ انسان و جامعه متوقف نداريم. انسان نيامده كه در جا بزند، بلكه آمده است كه حركت كند و بهتر شود.
وي افزود: در فرهنگ ديني و اسلامي ما نيز حركت رو به جلو و تحول، علاوه بر اينكه يك نياز است يك وظيفه است. اينكه گفته شده است دو روزتان مساوي نباشد يعني چه؟ يك جهت ارتقاي معنويت و يك جهت زندگي اجتماعي است كه هر دو جهت نيازمند نوآوري است.
احمدينژاد با اشاره به اينكه حركت و پيشرفت، بدون خلاقيت و نوآوري اتفاق نميافتد، گفت: در غير اين صورت زندگي انسان كسلكننده و يكنواخت خواهد بود و نوآوري بايد در همه عرصهها وجود داشته باشد.
وي اضافه كرد: خوشبختانه در ايران به خصوص در دوره اسلامي خلاقيت شكوفا شد. آن زمان دورهاي بود كه ما ، خودمان بوديم، خود را باور داشتيم و به خود متكي بوديم. دستاوردهاي عظيم و پيدرپي اختراعات و نوآوريهاي روزانه همه نشان از اين موضوع دارد اصلا فهرست بلند دانشمندان ما بالاترين نشان از اين خلاقيت است.
رئيس جمهور ادامه داد: امروز هم اگر بخواهيم راههاي ميانبر را تجربه كنيم، فاصلهها را برداريم و به جايگاه شايسته خود برسيم، نيازمند خلاقيت هستيم و كانون اصلي جوشش، خلاقيت و پرورش روحيه خلاق، آموزش و پرورش است.
وي افزود: به عنوان همكار كوچك شما كه آموزش و پرورش و دانشگاه را تجربه كردم، بايد بگويم محيط آموزش و پرورش با محيط دانشگاه به لحاظ عمق تاثيرگذاري، عمق انسانسازي و تربيتي قابل مقايسه نيست.
احمدينژاد با مخاطب قرار دادن حاضرين با بيان اينكه اگر امروز بخواهيم جهش كنيم بايد متكي به انديشههاي بلند، همت والا و دستان خلاق شما باشيم، گفت: يكي از مهمترين پيش زمينهها و جوشش خلاقيت عبارت از شجاعت است. خلاقيت يعني مرز را بشكنيد و به آنچه داريد قانع نشويد. من يك ابزاري را آوردهام و ميخواهم به شما نشان بدهم.
(در اين هنگام احمدينژاد بستهاي را باز كرد كه درون آن وسيلهاي گوي مانند از جنس شيشه بود و اين وسيله را به سمت حضار گرفت) حدس ميزنيد اين چه باشد؟
يكي از حاضرين پاسخ داد: تنگ ماهي
فردي گفت: دستگاه تقطير و فرد ديگري نام فانوس ساده را برد.
احمدينژاد گفت: پس فتيلهاش كو؟
فردي نام قيف جدا كننده را به زبان آورد و كسي نيز اين وسيله را دستگاه تسويه آب نام برد.
رئيس جمهور گفت: به وسيله تسويه آب شباهت دارد ولي اين وسيله نيست.
فردي اظهار داشت: براي انرژي هستهاي است.
احمدينژاد خنديد و گفت: اصلا انتظار ندارم شما بگوييد اين وسيله چيست. دستگاهي است كه عليرغم سادگي، بسيار پيچيده است. يك دستگاه هيدروليكي است كه اسمش سيفون متحدالمركز است. اين وسيله كاربرد اوليهاش براي آب است. البته اينجا امكان آزمايش نيست. در حال حاضر براي جمعآوري و تنظيم جريان آب هزينه سنگيني به خصوص براي آبياري در كشور ميدهيم چرا كه بخش مهمي از ايران خشك است آب كم و بعضا قطرهاي اما مصرف يكباره است.
وي اضافه كرد: اين وسيله در وسط استخر كار گذاشته ميشود و زماني كه آب تا يك ارتفاعي ميرسد يعني در نقطه تعادل است هيچ اتفاقي نميافتد اما به محض اينكه يك قطره به ارتفاع آب اضافه ميشود كل محتواي اين وسيله تخليه ميشود تا موقعي كه تعادل ايجاد شود.
احمدينژاد افزود: از اين گونه دستگاهها زياد است. حالا فكر ميكنيد چه كسي اين دستگاه را ساخته است؟
يكي از حاضرين گفت: حتما ايراني بوده است.
احمدينژاد پاسخ داد: اينكه ايراني گفتيد درست است اما فكر مي كنيد چند سال پيش ساخته شده است؟
فرد ديگري گفت: 700 ،800 سال پيش.
رئيس جمهور گفت: اين دستگاه يك هزار و 200 سال پيش توسط ابن موسي خراساني ساخته شده است. ما در شوراي عالي انقلاب فرهنگي بحث مفصلي داشتهايم كه چه بايد بكنيم تا هويت، گذشته، ويژگيهاي خلاق و انسانساز فرهنگي خود را ضبط كنيم.
گروهي مامور شدند تا فهرست دانشمندان ما را احصا كنند چرا كه غربيها عادتشان اين است هر كاري را به حساب خود مي گذارند با آنكه ريشه علوم آنان به 400،300 سال برميگردد.
وي اضافه كرد: اما اين حركت غربيها علت دارد و علتش نيز روشن است. اگر جوان ايراني بداند كه پدرانش سالها قبل آنقدر تجهيزات مهندسي ساختهاند كه مي تواند زندگي آباد و مرفه برايش به ارمغان بياورد يك احساس ديگري به او دست ميدهد. اگر جواني بداند كه از همين خاك، علما و دانشمندان جوشيدند نگاهش به پديدهها نوعي ديگر ميشود اين گذشته ماست و اين توانمندي است كه در ما وجود دارد.
رئيس جمهور ادامه داد: اين شعار كه مطرح شد ميتوانيم از عمق وجدان، ايمان و عقيده ملت ما بر ميآيد.. واقعا ميتوانيم. اين همايش نيز نمونهاي از آن توانستنها است. به من گفتهاند بيش از يك هزار و 400 مقاله به اين جلسه رسيده است.
وي ادامه كرد: واژه ميتوانيم بايد در همه ابعاد زندگي ما باشد، بايد اين واژه در آموزش و پرورش محقق شود و پايه آن خود معلمان هستند. نميگويم ديگران كمك نكنند ولي پايه آن در خود آموزش و پروش است.
احمدينژاد به روش تدوين يك متن درسي اشاره كرد و گفت: به نظرم بهترين مرجع براي تدوين يك متن درس خود معلم است مثلا ما ميخواهيم راستگويي را در بچهها زنده كنيم در سطح كشور يك مسابقه بگذاريد و بهترين متنها را از معلمان بخواهيد كه بنويسند. يك مسابقه نيز بگذاريد و روش ارائه درس را از آنان بخواهيد. من مطمئنم اگر شما جاي من بوديد بهتر اين وسيله را درس ميداديد. اينكه در كلاس چه فضايي را درست كنيم، كدام حساسيت دانشآموز را تحريك كنيم، چه سوالاتي را در ذهن زنده كنيم تا جام معرفت را در كام دانش آموزان بچشانيم، معلم ميداند.
وي با بيان اينكه هنر مديريت آموزش و پرورش اين است كه اين استعداد معلمان را سازماندهي كند و آموزش و پرورش را براي استفاده و انتقال اين تجربيات آماده نمايد، اظهار داشت: شايد جزء بهترين و زيباترين لحظات عمر يك انسان لحظات دانشآموزي است هر قدر تصور كنيم صحنهاي زيباتر از لحظات دانشآموزي نمي توانيم بيابيم البته صحنه عشقبازي يك شهيد در لحظه شهادت، زيبايياش قابل وصف نيست اما در كل زيباتر از لحظات دانشآموزي نمي توانيم بيابيم. در حقيقت در كارهاي روزمره، زيباتر از صحنه كلاس، برقراري ارتباط بين شما و كلاس هيچ صحنهاي نيست.
رئيسجمهور در خاتمه سخنان خود گفت: من خدا را سپاسگزارم كه معلمان و فرهنگيان قدر اين نعمت الهي را ميدانند. فرهنگيان ما پاكترين، دلسوزترين و آرمانيترين اقشار ملت ما هستند و از اين بابت خدا را سپاسگزارم و اميدواريم جامعه فرهنگي ما با همين همبستگي وعزم ملي انشاء الله به سمت قلههاي رفيع پيروزي برود
اسرائيل، آمريكا، ايران، طالبان و حزب الله بزرگترين خطر براي منطقه!
خبرنگار رجانيوز گزارش داد، شبكه تلوزيوني العربيه وابسته به سعودي ها اخيرا در يك نظرسنجي گسترده اعلام كرده اسرائيل بزرگترين خطر براي خاورميانه است و هشتاد و يك درصد شهروندان عرب از توسعه توانمندي هاي هسته اي ايران حمايت مي كنند.
شبكه تلويزيوني العربيه نظرات شهروندان كشورهاي عربي را درباره مسائل مختلف از جمله اوضاع لبنان، فلسطين و كشورهاي حاشيه خليج فارس و همچنين برنامه هسته اي ايران در قالب يك نظرسنجي جويا شد.
در اين نظر سنجي به «كاهش محبوبيت حزب الله در لبنان و جهان عرب» ، «حمايت اعراب از دولت حماس»، «ديد اعراب به ايران به عنوان بزرگترين خطر براي منطقه پس از اسرائيل و امريكا و القاعده» اشاره شده است.
بر اساس اين نظرسنجي تنها سي و دو درصد اعراب دولت سنيوره را تاييد مي كنند.
شبكه العربيه اعلام كرد، برخي نتايج غافلگير كننده بود. در حالي كه نتايج ديگر با پيش بيني ها هماهنگ بود. اين نظرسنجي در ماه دسامبر گذشته از ميان سه هزار و يكصد و سه نفر از كشورهاي مختلف عربي درباره اوضاع لبنان، فلسطين و كشورهاي خليج فارس گرفته شده است.
نكته جالب اي ن نظرسنجي تلاش جهت دار براي كم نشان دادن محبوبيت سيدحسن نصرالله در جهان عرب است. در حالي كه تمامي نظرسنجي هاي غربي محبوبيت نصرالله را در ميان عرب زبانان بيش از هشتاد درصد ارزيابي مي كند،نظرسنجي العربيه نشان مي دهد كه محبوبيت نصرالله از پايان جنگ 33 روزه تاكنون از 74 درصد به 24 درصد رسيده است!
محورهاي اين نظرسنجي به اين شرح است:
مسئول جنگ اخير در لبنان از نگاه شهروندان عرب
هفتاد و يك درصد اسرائيل را مسئول جنگ دانستند. پنجاه و پنج درصد آمريكا را مسئول جنگ، بيست و چهار درصد حزب الله، هجده درصد ايران و يازده درصد سوريه را مسئول اين جنگ دانستند.
مسئول بروز جنگ33 روزه رژيم صهيونيستي عليه لبنان از نگاه لبناني ها
لبناني ها در اين زمينه اختلاف نظر داشتند. شصت درصد لبناني ها اسرائيل را مسئول جنگ و پنجاه و شش درصد از آن ها حزب الله را و پنجاه و يك درصد ايران و چهل و پنج درصد از انها آمريكا را مسئول جنگ اخير دانستند.
محبوبيت سيدحسن نصرالله در جهان عرب
محبوبيت نصرالله از هفتاد و چهار درصد در زمان جنگ به بيست و شش درصد كنوني رسيده است!
حمايت از نصرالله پس از تظاهرات بر ضد دولت فواد سنيوره در ميان شهروندان عرب
پنجاه و چهار درصد از عربها از نصرالله حمايت مي كنند.
حمايت لبناني ها از نصرالله در جريان جنگ
پنجاه و پنج درصد لبناني ها از نصرالله حمايت كردند و پس از تظاهرات بر ضد دولت ميزان حمايت از نصرالله در لبنان به بيست و هشت درصد رسيد و هفتاد و دو درصد از تاييد يا اظهار نظر خودداري كردند.
ديدگاه شهروندان عرب درباره تظاهرات مخالفان بر ضد دولت لبنان
پنجاه و يك درصد معتقد بودند كه اين تظاهرات مسائل طائفه اي را افزايش مي دهد و سي و نه درصد با اين ايده مخالف بودند.
ديدگاه شهروندان عرب درباره تظاهرات حزب الله
پنجاه و پنج درصد اعراب اعلام كردند كه تظاهرات حزب الله در لبنان با هدف متوقف كردن دادگاه بين المللي بررسي ترور رفيق حريري نخست وزير اسبق لبنان نبود و بيست و پنج درصد با اين نظر مخالف بودند.
ديدگاه عربها درباره عملكرد حزب الله
چهل و چهار درصد معتقد بودند كه حزب الله در چارچوب برنامه هاي داخلي لبنان حركت مي كند و چهل و سه درصد معتقد به اين بودند كه حزب الله در چارچوب برنامه ها و اهداف ايران فعاليت مي كند.
نگاه اعراب درباره عملكرد دولت سنيوره
چهل و هفت درصد شهروندان عرب معتقد بودند كه دولت فواد سنيوره در جهت اهداف و برنامه هاي آمريكا عمل مي كند و سي و يك درصد اعتقاد داشتند كه اين دولت در جهت اهداف لبناني فعاليت مي كند.
فلسطين
تنها يازده درصد اعراب فتح را براي رهبري فلسطيني ها مناسب مي دانند، در حالي كه سي و نه درصد حماس را براي اين كار مناسب مي دانند.
شصت درصد عربها وقوع جنگ داخلي ميان طرفداران حماس و فتح را احتمال مي دهند. چهل درصد عربها برگزاري انتخابات زود هنگام در مناطق فلسطيني را تاييد و چهل و سه درصد آن را رد مي كنند.
شبكه العربيه همچنين در اين نظرسنجي به بيان ديدگاه عرب ها درباره اين كه آيا كشورهاي عربي حق داشتن برنامه هسته اي را دارند؟ آيا ايران حق دستيابي به انرژي هسته اي را دارد؟ عربها كدام طرف را بزرگترين خطر براي منطقه مي دانند؟ پرداخته است.
ديدگاه شهروندان عرب درباره برنامه هاي هسته اي كشورهاي عربي و ايران
هشتاد و هفت درصد شهروندان عرب از برخوردار شدن كشورهاي حاشيه خليج فارس از توانمندي هسته اي حمايت مي كنند و سيزده درصد مخالفت مي كنند.
هشتاد و يك درصد شهروندان عرب از توسعه توانمندي هاي هسته اي ايران حمايت مي كنند و چهارده درصد مخالف آن هستند.
العربيه اعلام كرد موضع شهروندان عرب درباره برنامه هاي هسته اي كشورهاي حاشيه خليج فارس به نظر مي رسد با دستيابي ايران به توانمندي هاي هسته اي ارتباط مستقيم ندارد. چهل و شش درصد معتقدند كه ايران بايد با آزادي به توسعه برنامه هسته اي خود ادامه دهد و سي و پنج درصد اعتقاد دارند اين امر بايد تحت نظارت باشد.
بزرگترين خطر براي منطقه خاورميانه از نگاه اعراب
هشتاد و هشت درصد شهروندان عرب رژيم صهيونيستي را بزرگترين خطر براي منطقه خاورميانه مي دانند و در رده هاي بعدي بزرگترين خطرات براي منطقه خاورميانه از نگاه عربها هشتاد درصد آمريكا و سي و يك درصد ايران را و بيست و دو درصد گروه طالبان و هجده درصد حزب الله را خطر بزرگ براي خاورميانه قلمداد مي كنند.
روحيات جاسبي و دم خروس!
پس از اعلام اخباري مبني بر اخراج تعدادي از دانشجويان دانشگاه آزاد به دلايل سياسي يك نماينده مجلس اظهار داشت: بنده بعيد ميدانم كه دانشگاه آزاد از سياستهاي دولت تبعيت كند و در اين دانشگاه شاهد جرياني نظير آنچه در دانشگاه دولتي مشاهده شد، نسبت به اخراج دانشجويان اتفاق بيافتد. زيرا با توجه به روحيات دكتر جاسبي، رييس دانشگاه آزاد بعيد است كه ايشان دانشجويي را اخراج كند و بايد ديد از كجا چنين امري در صورت صحت هدايت شده است.
در اين باره گفتني است، اين نماينده پيش از اين رئيس دانشگاه آزاد واحد بندرعباس بوده است. در اين دانشگاه مسئول بسيج دانشجويي تنها به جرم چاپ كاريكاتور روزنامه كيهان در نشريه بسيج دانشجويي«تلنگر» از تحصيل محروم شده بود!
روزنامه كيهان در تاريخ 12 دي 1384 نوشت: در واكنش به انتشار نشريه دانشجويي متعلق به بسيج دانشجويي دانشگاه آزاد اسلامي واحد بندرعباس، كه اختصاص به چاپ گزيده جرايد روز كشور با موضوعيت «عدالت خواهي» داشت، مسئولان دانشگاه رئيس اين تشكل را به جرم افترا و نشر اكاذيب به يك ترم تعليقي محكوم كردند.
اين درحالي است كه فرد مزبور هيچ گونه مسئوليت رسمي در اين نشريه ندارد و براساس قوانين موجود در بحث نشريات دانشجويي، نشريه متخلف با تصميم شوراي فرهنگي دانشگاه، به يك بار تذكر، دو بار تذكر و نهايتا توقيف محكوم مي شوند و تخلفات نشريه اي به كميته انضباطي ارتباطي ندارند.
به گزارش خبرنگار كيهان اين اقدام در شرايطي رخ داد كه شوراي فرهنگي و كميته ناظر بر نشريات دانشگاه آزاد اسلامي واحد بندرعباس به دليل حد نصاب نرسيدن موافقان، هيچ گونه تصميمي در اين زمينه اتخاذ نكرده است.
عليرضا مقصودي، رئيس بسيج دانشجويي دانشگاه آزاد بندرعباس در گفت وگو با خبرنگار كيهان ضمن تاييد حكم تعليق از تحصيل خود، افزود: چندي پيش جنبشي با عنوان جنبش «عدالت خواهي» در بسيج دانشجويي هاي دانشگاه آزاد كشور شكل گرفت كه براساس رأي گيري بنده به عنوان دبير اين همايش انتخاب شدم.
وي افزود: آخرين برنامه ما هم برگزاري همايش «عدالت» در بندرعباس بود كه اين برنامه را سازمان بسيج دانشجويي در خارج از دانشگاه آزاد برگزار كرد و هيچ ارتباطي با اين دانشگاه نداشت.
دانشجوي كارشناسي ارشد عمران افزود: دليل برخورد مسئولان دانشگاه آزاد با بنده ارتباطي با نشريه دانشجويي ندارد و اصل ماجرا، وحشت مسئولان از گسترش اين جنبش در دانشگاه آزاد و به نقد كشيده شدن آنان از سوي دانشجويان است.
مقصودي افزود: در هيچ جا سابقه ندارد كه نشريه اي را به خاطر چاپ مطلبي كه قبل تر در يك نشريه سراسري و كشوري به چاپ رسيده است، توقيف كنند تا چه برسد به اينكه بخواهند كسي را كه حتي مديرمسئول اين نشريه نيست، از تحصيل معلق كنند.
وي ادامه داد: خود من عضو كميته ناظر بر نشريات دانشگاه هستم و چنين تصميمي در اين كميته گرفته نشده است، وقتي هم كه علت را جويا شديم، گفتند اين تصميم را رئيس دانشگاه آزاد اسلامي گرفته است.
وي با انتقاد از اين اقدام غيرعادلانه مسئولان دانشگاه آزاد افزود: حكم تعليق براي ترم فعلي، يعني درست وسط امتحان هاي پايام ترم خورده و اين يعني هيچ فرصتي براي اعتراض ما باقي نگذاشته اند.
گفتني است اين نماينده در ماجراي هيات موسس دانشگاه آزاد گفته بود: چون آقاي جاسبي، جزو طيف سياسي آقاي هاشميرفسنجاني است، تمام مخالفان هاشميرفسنجاني قصد دارند دانشگاه آزاد را كه ويترين لوكس كارهاي رفسنجاني است، تخريب كنند و در اصل هدفشان تخطئه كردن خدمات هاشميرفسنجاني است.
ورود و دخالت دولت در امور دانشگاه آزاد به نحو كنوني خلاف قانون است و امنيت سرمايهگذاري در بخش خصوصي را به مخاطره مياندازد. اگر بخش خصوصي امنيت نداشته باشد كه در آينده چه بر سرش خواهد آمد، هيچ وقت به سرمايهگذاري در اين بخش نميتوان اميدي داشت.
آيا احمدي نژاد خطرناك ترين مرد جهان است؟
شبكه تلوزيوني قاكس نيوز متعلق به جناح تندرو و نومحافظه كاران آمريكايي تبليغات مسموم و ضد ايراني اش را در روزهاي گذشته افزايش داده است.
به گزارش رجانيوز، فاكس نيوز در يك برنامه تلوزيوني با عنوان «خطرناك ترين مرد در جهان» به بررسي سوابق و زندگي نامه احمدي نژاد پرداخته است. در روزهاي گذشته بارها تيزر تبليغاتي اين برنامه از فاكس نيوز پخش شده بود.
FOXNEWS: احمدي نژاد جزو خطرناكترين مردان جهان
در ابتداي اين برنامه ضد ايراني در حالي كه تصوير محمود احمدي نژاد، نشان داده مي شد، گزارشگر توضيح داد، محمود احمدي نژاد در اكتبر 1956درشهر گرمسار دربيابان مركزي ايران به دنيا آمد. يعني شهري كه از تهران خيلي فاصله ندارد. وي پسر والديني ازطبقه كارگري بود. پدر احمدي نژاد آهنگر بود و خانواده اش را به پايتخت آورد. محمود احمدي نژاد و شش خواهر و برادرش در مناطق نامناسب جنوب (شرق) تهران رشد كردند. وي پس از پايان تحصيلات دبيرستان و كسب نمرات خوب در امتحانات ورودي به دانشگاه معتبر علم و صنعت ايران راه يافت و در رشته مهندسي راه و ساختمان تحصيل كرد. اما در آن سال ها انقلاب آغاز شده بود و احمدي نژاد جوان نيز وارد انقلاب شد.
در اين لحظات فاكس نيوز تصوير امام خميني (ره) را هنگام نخستين سخنراني اش در بهشت زهرا نشان داد و اعلام كرد، اكنون آيت الله خميني مسئول كشور بود و احمدي نژاد كلاس درس را پشت سر گذاشت و به جنبش بينادگرايي پيوست، كه به انقلاب اسلامي پايبند بود.
در ادامه تصوير محمد رضا شاه پهلوي نشان داده شد و فاكس نيوز نيز همزمان با اين تصاوير اعلام كرد، پس از سقوط شاه او انجمن اسلامي دانشجويان را رياست كرد. آن گاه رياست دفتر تحكيم وحدت بين دانشگاهها و حوزه هاي ديني را بر عهده گرفت. در دفتر تحكيم وحدت بود كه وي به سطح جديدي از اقدامات خود رسيد، يعني تصرف سفارت امريكا تهران درسال 1979.
در ادامه گزارش فاكس نيوز آمده است: عده اي مي گويند كه احمدي نژاد همچنين مي خواست سفارت شوروي سابق را هم تصرف كند. وي كه كاركنان ديپلماتيك را مي ترساند(!) در اوايل دهه 1980 يك مامور اعدام در زندان مشهور اوين بود! جايي كه هزاران ناراضي سياسي در آن كشته شدند!
در ادامه اين گزارش صحنه هايي از جنگ ايران و عراق نشان داده شد و گزارشگر فاكس بلافاصله اعلام كرد، تشديد خصومتهاي ايران و عراق احمدي نژاد را به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در بخش اطلاعات و امنيت آن كشاند. احمدي نژاد در دهه 1990به عنوان يك استاد به دانشگاه بازگشت. وي شهردارتهران شد و بعدا با كمك سپاه پاسداران درنردبان سياسي و در انتخابات شوراها و پارلماني بالا رفت.
گزارشگر فاكس نيوز افزود: ترديدي نيست كه نام احمدي نژاد اكنون در سراسر جهان به خوبي معرف همه است. وي خواستار محو شدن اسرائيل از روي نقشه شد و همچنين درباره هولوكاست ابراز ترديد كرد. علاوه بر آن كه مي خواهد ايران رابه يك قدرت هسته اي تبديل كند.
فاكس نيوز پس از اعلام اين مقدمه درباره پيشينه احمدي نژاد با ايلان برمن، معاون امور سياستگذاري در شوراي روابط خارجي امريكا، گفتگو كرد.
مجري پرسيد نظر شما درباره احمدي نژاد و قدرتي كه وي تحت آن است و نيز وظيفه روحانياني كه وي مديون آن هاست، چيست؟ اين كارشناس گفت: نكته مهم كه بايد به خاطر سپرده شود اين است كه احمدي نژاد متفاوت از ديگران است. احمدي نژاد برخلاف محمد خاتمي و اكبر هاشمي رفسنجاني است كه هر از كلاس روحانيون بودند اما احمدي نژاد يك استراتژيست و طراح است كه به نظاميان نزديك است و ازميان آنان آمده است. اين مسئله يعني اين كه وي مي تواند با ارتش و بخش نظامي ايران سخن بگويد، بخشي كه برنامه هسته اي ايران را به شيوه اي كنترل مي كند كه روحانيون نمي توانند كنترل كنند.
مجري پرسيد: آيت الله ها چه ميزان روي احمدي نژاد نفوذ دارند و آيا اصلا احمدي نژاد روي آن ها نفوذ دارد؟ برمن پاسخ داد: احمدي نژاد به اصول خميني معتقد است و همچنين خود را ماموري مصلح و فردي مي بيند كه تسهيل كننده آمدن امام غائب يا همان امام دوازدهم يعني امام مهدي(عج) است. اين مهدي(عج) همان مصلح اسلامي است. به اعتقاد احمدي نژاد وظيفه وي به عنوان رئيس جمهوري كشور اين است كه آمدن اين امام را تسريع كند. اگر اين مسئله را با تسليحات هسته اي در كنار هم قرار دهيد، خواهيد ديد كه اوضاع خيلي بي ثبات و ناپايدار خواهد شد.
مجري پرسيد: اخيرا در ايران انتخابات برگزار شد در اين انتخابات ميانه روها توانستند به موقعيت هايي برسند كه به اعتقاد مردم مي تواند تاثيرگذار باشد و دانشجويان هم عليه احمدي نژاد شورش را شروع كرده اند(!) آيا اميدي وجود دارد كه ازداخل ايران قيامي برپا شود كه باعث رفتن احمدي نژاد شود يا موجب شود وي ديدگاههاي خود را ملايمتر كند؟ اين كارشناس گفت: به اعتقاد من اين اميد وجود دارد كه نا آرامي زيادي در خيابان هاي ايران به وجود آيد. چيزي كه ما شاهد آن هستيم ايراني هاي بيشتري هستند كه اگر چه ممكن است آماده انقلاب نباشند اما قطعا نگران لفاظي هاي تندروانه اي هستند كه رئيس جمهور ايران مطرح مي كند. ما بايد به اين جريانات كمك كنيم.
اين كارشناس درباره نقطه ضعف احمدي نژاد گفت: وي سال گذشته زماني كه براي تصدي سمت رياست جمهوري تبليغ مي كرد، مبارزه با فساد و بهبود شرايط اقتصادي را وعده داده بود اما نتوانست به هيچ يك از اين وعده ها عمل كند. اگر آمريكا و همپيمانانش درباره تضعيف قدرت احمدي نژاد جدي باشند، لازم است كه به وي و همچنين مردم ايران خيلي واضح بگويد كه اين گونه رفتارها و لفاظي ها ايران را در سطح بين المللي منزوي مي كند و مي تواند حتي پيامدهاي جدي براي ايران داشته باشد. چون اكنون ايران به شيوه اي ماجراجويانه اقدام مي كند.
وزير خارجه انگليس و ... در يك صف
روز گذشته دكتر احمدي نژاد در جلسه هيات دولت گفت: قطعنامه اى كه دشمنان ملت ايران صادر كرده اند نيز در همين جهت است تا برخى از عناصر در داخل كشور ميدان پيدا كرده، با اقدامات و سخنان خود در جهت سست كردن اراده ملت و ايجاد ترس و رعب تلاش كنند.
به گزارش خبرنگار رجانيوز، دكتر احمدى نژاد با اشاره به اين كه ملت ايران يك صف واحد، يكپارچه و متحد است، افزود: امروز مطالبه بهره مندى كامل از انرژى هسته اى براى ملت ايران به مراتب مهمتر و سرنوشت سازتر از بحث ملى شدن صنعت نفت است و همه ايرانيان در همه جاى عالم براى پيگيرى اين حق و تحقق آن در صحنه حاضر هستند.
اين موضع دكتر احمدي نژاد كه پيش از اين در سفر استاني به خوزستان هم اعلام شده بود، اعتراضات فراواني از شخصيت هاي داخلي و خارجي را برانگيخت.
مارگارت بکت، وزير خارجه بريتانيا، در مقاله ای در اورشليم پست چاپ اسراییل نوشت: بر خلاف آنچه احمدی نژاد، رييس جمهوری ايران، می گويد اين تصميم گيری توطئه قدرت های زورگو نيست تا ايران را از انرژی هسته ای محروم کنند.
گزارش راديو فردا از مقاله وزيرخارجه انگليس در اورشليم پست
وزيرخارجه انگليس در بخشي ديگر از مقاله اش نوشت: رژيم ايران می خواهد غنی سازی هسته ای را مشابه نبرد دکتر مصدق در سال ۱۹۵۳ برای ملی شدن نفت وانمود کند. جالب آنکه رژيم ايران حتی اسم يک خیابان را به نام مصدق نام گذاری نکرده و در عوض ترجيح داده يکی از خيابانان تهران را به نام خالد اسلامبولی، قاتل انور سادات، رييس جمهوری پيشين مصر، نامگذاری کند. دولت ايران برخلاف مصدق از منافع ملی دفاع نمی کند(!) بلکه به شهروندان اين کشور خيانت مي کند. سرمايه ها ايران را ترک می کنند و بورس تهران پس از روی کار امدن احمدی نژاد يک سوم ارزش خود را از دست داده است.
همچنين روزنامه جمهوري روز گذشته با ادامه خط وزيرخارجه انگليس مدعي شد، رئيس جمهور براي سرپوش نهادن به برخي كاستيهاي دولت مساله هستهاي را چنان برجسته ميسازيد كه اشكالات دولت ديده نشود.
سرمقاله نويس روزنامه جمهوري اسلامي در اين باره خطاب به دكتر احمدي نژاد نوشت: اگر به ذهن مردم متبادر شود كه دولت براي انحراف ايجادكردن در مطالبات مساله هستهاي را برجسته ميكند، عملا شما پشتوانه ملي را در پيگيري هستهاي از دست خواهيد داد.
سرمقاله ديروز روزنامه جمهوري اسلامي، « پيامي براي همه دوستان انقلاب»
در بخشي ديگر از اين سرمقاله آْمده است: نكته ديگر اينست كه مردم بايد احساس كنند رييسجمهور با واقعبيني درصدد حل مساله است. اين كه چه قطعنامه صادر شود و چه نشود، آن را مهم نميدانيد. به نظر راه و رسم درستي نيست . مردم قوه تحليل دارند و قدرت تحمل هم دارند. قطعا قطعنامه فعلي به ضرر كشور بوده است، حالا عدهاي آن را به دليل اعتراض خود خيلي بزرگ ميكنند كه افراط است، تفريط آن هم اينست كه بگوييم كاغذپاره !
روزنامه جمهوري همچنين احمدي نژاد را به لجبازي بر سر منافع ملي متهم مي كند و مي نويسد: نوع بيان در مسائل اتمي آن قدر تهاجمي و با كلمات نه چندان زيباست كه در مخاطب القا ميكند يك حالت لجبازي در بحث اتمي راه افتاده است، در حالي كه نفس حركت هستهاي كشور با تدبير رهبر معظم انقلاب، داهيانه و با طمانيه است. سوال اينست كه چه نيازي به اين گونه بيان است كه هم مستمسكي براي زورگويان شود تا فشار را زيادتر كنند و هم در داخل عدهاي آن را دستمايه راستنمايي روشهاي غلط گذشته خود كنند و هم در ذهن مردم القا كنند كه رييسجمهور به هر دليل در مساله هستهاي تندروي مي كند. اتفاقا در شرايطي كه آنان دنبال عمليات رواني داخلي كشور هستند، رييسجمهور بايد با آرامش و منطق درست راه و رسم هستهاي كشور را در حد نياز بيان دارد و در بسياري از موارد ديگران بايد سخن بگويند نه جنابعالي!
گفتني است سياست گذاري روزنامه جمهوري اسلامي به دليل نزديكي مديران اين روزنامه با محافل خاص دچار لرزشهاي ناگهاني مي شود!
بازهم فايننشال تايمز به ميدان آمد!
در اين باره هوشنگ امير احمدي كه به دلال رابطه ايران و آمريكا مشهور شده، مواضع روزنامه جمهوري اسلامي را صريح تر بيان مي كند.
امير احمدي درباره اظهارات اخير دكتر احمدي نژاد گفت: متاسفم بگويم كه ايشان سياسي و ديپلماتيك حرف نمي زند و اين منافع ملي ايران را بيش از پيش به خطر خواهند انداخت. اميدوارم ايشان روزي متوجه شود ،حرف زدن با دنيا بايد در چارچوب ديپلماسي و احترام متقابل باشد و بايد در چارچوب منافع ملي ايران شكل بگيرد. متاسفانه نيروهايي كه با اقاي احمدي نژاد وارد ميدان سياست ايران شدند، شايستگي مديريت يك كشور70 ميليوني را در وضعي بحراني را ندارند.
وي همچنين اظهار مي دارد: نيروهاي داخل كشور به دو دسته تقسيم خواهند شد. طرفداران عادي سازي رابطه ايران با دنيا مخصوصا امريكا و نيروهايي كه مخالف اين عادي سازي هستند.
تغييرات در تيم نظامي-سياسي واشنگتن و ارتباط آن با ايران
توني اسنو سخنگوي رياست جمهوري آمريكا روز دوشنبه تاييد كرد كه زلمي خليل زاد سفير آمريكا در عراق ، مسووليت نمايندگي واشنگتن در سازمان ملل را عهده دار شده و متقابلا رايان كروكر سفير اين كشور در پاكستان، راهي بغداد مي شود.
به گزارش رجانيوز، اين تغييرات بخشي از تلاشهاي بوش براي خروج سريع و آبرومندانه از عراق تعبير مي شود. بوش پيش از اين تغييرات در كادر سياسي، فرماندهان نظامي آمريكا در عراق را نيز تغيير داده بود.
هفته نامه آمريكايي نيوزويك همزمان با اين تغييرات نوشته است :ممكن است اين تغييرات به ويژه تغيير مقامات نظامي، آخرين فرصت بوش براي بهبود اوضاع عراق باشد.
نيوزويك با اشاره به انتخاب «ويليام فالون» به عنوان فرمانده جديد مركز فرماندهي نيروهاي آمريكايي در خاورميانه اظهار داشت: وظيفه وي طي دو سال آينده نجات سابقه رييس جمهوري نجيب زاده اي(!) است كه خود را در خاورميانه گير انداخته است.
« وي نخستين درياسالاري خواهد بود كه به عنوان رييس مركز فرماندهي نيروهاي زميني انتخاب شده است. مركزي كه كشورهاي عراق، ايران و افغانستان و همچنين مشكلات جديد در سومالي و شاخ آفريقا را شامل خواهد شد.»
معرفي فالون به عنوان نامزد فرمانده مركز فرماندهي نيروهاي نظامي آمريكا بخشي از تغييراتي است كه بوش پيش از سخنراني خود در مورد استراتژي جديد عراق، انجام داده است.
به گفته مقامات داخلي پنتاگون، علت اين تغييرات فراتر از عراق است و در حقيقت مسير دو سال آينده دوران رياست جمهوري بوش را تعيين خواهد كرد.
نيوزويك تصريح دارد: انتصاب فالون، هوانورد سابق نيروي دريايي آمريكا كه در جنگ خليج فارس فرماندهي نيروهاي هوايي را در اختيار داشت، به عنوان نشانه قدرت در قبال ايران سركش بوده است.
« هرچند ممكن است بوش قصد نداشته باشد با ايران وارد جنگ شود، ولي اگر چنين تصميمي بگيرد، اين حملات شديدا به حملاتي كه از طريق ناو جنگي تحت كنترل فالون صورت خواهد گرفت، وابسته خواهد بود.
طراحان نظامي معتقدند هرگونه حمله زميني عليه ايران نيازمند دست كم چهار يگان ارتش است ولي ارتش آمريكا پس از چهار سال جنگ در عراق ديگر اين توانايي را ندارد.»
اين درحالي است كه ايران طي ماه هاي اخير شديدا مغرورانه عمل كرده است و با ابتكارهاي واشنگتن و اروپا در مورد برنامه هسته اي خود و گمانه زني ها در مورد تلاش هاي مخفيانه ايران براي حمايت از شيعيان عراق و ايجاد بي ثباتي در اين كشور مخالفت كرده است.
در عين حال گفته مي شود، فالون كه اخيرا فرماندهي نيروهاي آمريكا در اقيانوس آرام را برعهده داشته است، نيازي ندارد كه زمان زيادي را براي تعيين استراتژي عراق و افغانستان اختصاص دهد، زيرا سرلشگر ديويد پترائيوس هدايت نيروهاي بين المللي در عراق را برعهده مي گيرد.
علت ديگر آن نيز اين است كه كراكر از كارشناسان مسائل خاورميانه كه به زبان عربي مسلط است، جانشين زلماي خليل زاد سفير آمريكا در عراق خواهد شد.
پتروائيوس كه اخيرا در تهيه دستورالعمل جديد ضد تروريستي ارتش دست داشته است، بيش از هر ژنرال آمريكايي ديگر در مورد مشكلات عراق تجربه دارد. كراكر نيز از مشاوران اوليه طرح اشغال عراق بود كه بخاطر مشاوره دادن براي اعطاي سريع قدرت به عراقي ها توسط پل برمر اخراج شده بود، ولي هم اكنون بار ديگر نظرات او مورد توجه قرار گرفته است.
وي طي دو سال اخير نيز به عنوان سفير آمريكا در پاكستان خدمت كرده است كه به حل مسائلي همچون عبور نيروهاي القائده از آسياي مركزي و خاورميانه پرداخته بود. اخيرا نيز نيروهاي ناتو كنترل امنيت افغانستان را برعهده گرفته اند.
اين تغييرات براي جرج بوش مي تواند آخرين پرتاب تاس براي بهبود شرايط در خاورميانه باشد.
پترائيوس جانشين ژنرال كيسي و كيسي نيز به عنوان رييس ستاد ارتش آمريكا منصوب مي شود. به گفته برخي از منابع پنتاگون، سرلشگرمارتين دمپسي از فرماندهان ارشد نيروي زميني آمريكا كه مسئوليت آموزش ارتش و پليس عراق را برعهده داشته است، نيز قرار است به عنوان معاون فالون انتخاب گردد.
هارلان اولمن از كارشناسان نظامي مركز تحليل هاي نيروي دريايي نيز اظهار داشت: باتوجه به اينكه پترائيوس مسئوليت رسيدگي به مسائل عراق را خواهد داشت و افغانستان نيز به ناتو سپرده شده است، درياسالار فالون از زمان كافي براي توجه به ايران و خليج فارس برخوردار خواهد بود. لذا در صورتي كه آمريكا براي متوقف كردن برنامه هسته اي ايران به استفاده از زور احتياج پيدا كند، فالون از تجربه و مهارت هاي كافي براي انجام چنين حملاتي برخوردار خواهد بود.
اين درحالي است كه بسياري از منتقدان بوش، به خصوص در ميان دمكرات ها معتقدند استفاده از افراد خوب براي سياست هاي بد، فايده اي نخواهد داشت.
هرچند قرار است كاندوليزا رايس وزير امور خارجه آمريكا به زودي براي احياي مجدد روند صلح اسراييل و فلسطينيان به خاورميانه سفر كند، ولي به گفته ديگر ناظران دولت بوش هنوز در جبهه ديپلماتيك به اندازه كافي فعاليت نكرده است و با ايران و سوريه وارد مذاكره نشده است.
ادوراد جرجيان يكي از تهيه كنندگان گزارش گروه تحقيقات عراق نيز با اشاره به اين كه ظاهرا بوش به تعداد زيادي از پيشنهادات اين گروه توجه نكرده است، اظهار داشت: من علت اين بي توجهي ها را متوجه نمي شوم. زيرا ايران نه تنها منافع آمريكا، بلكه منافع كل جهان عرب را تهديد مي كند. البته اين احتمال واقع گرايانه نيز وجود دارد كه آمريكا بخاطر ايجاد فاصله بين سوريه و ايران و به خصوص به خاطر صلح اعراب و اسراييل با دمشق وارد مذاكره شود.
فاكس فالون 62ساله فردي جدي و روشن فكر است و اصلا جنگ طلب نيستم! او در دوران فرماندهي نيروهاي آمريكا در اقيانوس آرام نيز تلاش كرده بود روابط همكاري جديدي را با پكن ايجاد كند.
نيوزويك در پايان گزارش خود نوشته است : جاناتان پولا از دانشكده جنگي نيروي دريايي نيز اظهارداشت، فالون داراي سبكي غيررسمي و عملي است ولي وقتي به مساله اي اعتقاد پيدا كند آن را به صورت جدي اجرا خواهد كرد.
CNN: همه گروههاي سياسي ايران انرژي هستهاي را حق خود ميدانند
شبكه خبري سيانان در گزارشي درباره مواضع ايران در سالي كه گذشت تصريح كرد: ايران در سال قبل سعي كرده به قدرت برتر در منطقه تبديل شود. به گزارش رجانيوز، انيش رامان خبرنگار اين شبكه در اين گزارش اظهار داشت: رژيم ايران در طول يكسال گذشته صراحتاً اعلام كرده كه ميخواهد به نفوذ آمريكا در منطقه پايان دهد و در عوض تهران را به قدرت برتر در خاورميانه تبديل كند. سيسيان ميافزايد: مهم است به خاطر داشته باشيم محمود احمدينژاد رئيس جمهور ايران حدود يكسال و نيم پيش در ماه اوت 2005 به اين سمت انتخاب شد. وي در آن زمان چهره شناخته شدهاي نبود اما با اختلاف زياد آرا در انتخابات پيروز شد. چهره رئيسجمهور ايران در يكسال گذشته در مسائل جهاني مطرح بوده و به آنچه ميخواسته يعني صدايي براي جهان اسلام و صدايي براي ابراز عصبانيت مسلمانان عليه غرب و آمريكا تبديل شده است. خبرنگار سيانان در ادامه افزود: احمدينژاد از اين عملكرد دفاع ميكند و احتمالاً وي در سال آينده نيز از موضع خود كوتاه نخواهد آمد. اين تحليل گر افزوده است: هيچ شواهدي وجود ندارد كه موضع رئيس جمهور ايران بعد از انتخابات اخير نرم تر شده باشد وي همچنان به اصول گرايي خود ادامه داده و همچنان خود را به عنوان رهبر و هدايت كننده مسلمانان جهان مطرح مي كند. بنظر مي رسد لا اقل تا انتخابات رياست جمهوري 2009 اين كشور چيزي نخواهد توانست مانع از ادامه كار احمدي نژاد شود. گزارشگر سيانان در بخش ديگري از اين گزارش در مورد اينكه ايران چقدر به تكميل كردن چرخه سوخت هستهاي نزديك است گفت: اظهار نظر در اينباره مشكل است. اظهارات مختلف و مبهمي از جانب مقامات ايران مطرح مي شود. رئيس جمهورايران ميگويد اين كشور اكنون به يك قدرت هستهاي تبديل شده و داراي چرخه كامل سوخت هستهاي براي فراهم كردن انرژي هستهاي صلحآميز است. سيانان ادامه داده است: تمام اين مسائل باعث ايجاد نگرانيهايي شده است. اما مهمترين نگراني از اين حقيقت ناشي ميشود كه ايران در فعاليتهاي خود دقيقاً در چه جايگاه و مرحلهاي قرار دارد. تخمينها متفاوت است اما ايران صراحتاً اعلام كرده به فعاليت هستهاي خود ادامه ميدهد و چيزي نميتواند مانع از آن شود. گزارشگر سيانان افزود: همه گروهها در ايران از مسئله هستهاي حمايت مي كنند. البته ممكن است شيوه عمل آنها متفاوت باشد اما نهايتا يك هدف دنبال مي شود و آن اين است كه ايران احساس ميكند ميتواند از انرژي هستهاي غيرنظامي و صلحآميز برخوردار شود و كسي نميتواند مانع آن شود.
یاد خط سه ای ها به خیر!
- اگر پست قبلی ام درباره محسن رضایی و سایت بازتاب موجب رنجش برخی دوستان شده از آنها - و نه سایت بازتاب- عذرخواهی می کنم. اما ضمن احترام به این دوستان ، همچنان بر نظر قبلی ام هستم. سوابق افراد هم به هیچ عنوان ملاکی برای ارزیابی وضعیت کنونی آنها نیست. آقای هاشمی رفسنجانی بالاتر از محسن رضایی فرمانده جنگ بود اما الان نمی توان با توجه به آن سابقه ، باب انتقاد بر ایشان را بست. عبدالله نوری هم نماینده امام در سپاه بود اما الان وضعیتش را دوستان اطلاع دارند که به چه مراحلی رسیده است.
۲- همان طور که قبلا" چند بار نوشتم ، سایت بازتاب را سابقا" یک سایت حرفه ای می دانستم اما الان تبدیل به یک بنگاه باج گیری سیاسی شده است. سیاست گذار اصلی آن هم شخص آقای رضایی است. رویکرد چند ماه اخیر بازتاب در قبال دولت و شخص رئیس جمهور صراحتا" شکل و شمایل لجن پراکنی به خود گرفته است. اگر دوستان یک تحلیل محتوای جدی در خصوص تخریب های صورت گرفته علیه رئیس جمهور داشته باشند روشن می شود که سرمنشاء تقریبا" اکثر تخریب ها بازتاب است. این سایت یک حرکت تخریبی را آغاز می کند و سایت های ضدانقلاب هم دنباله آن را می گیرند.
۳- از قدیم گفته اند کلوخ انداز را پاداش سنگ است. نمی شود به بهانه سوابق آقای رضایی ، سگ ها را آزاد بگذاریم و سنگ ها را ببندیم. شاید تعابیری که بنده در مطلب قبلی بکار گرفتم به نظر برخی دوستان تند باشد اما قطعا" از لجن پراکنی ها و دروغ پردازی های سایت بازتاب علیه احمدی نژاد تندتر نیست. مضافا" اینکه بعضی وقت ها تند بودن لازم است تا طرف مقابل حد یقفی برای تندروی های غیرمنطقی خود بیابد. البته نوشته های این حقیر در این وبلاگ محقر قطعا" نمی تواند پاسخ مناسبی به لجن پراکنی های بازتاب باشد به همین دلیل از برخی دوستان خواستم تا اگر می توانند به این مطلب در سایت ها لینک بدهند که با قدری ملاحظه کاری این کار را کردند و از آنها ممنونم. به هر حال گمانم بر این است که هر کس تلخی می کند باید قدری مزه تلخی را به او چشاند تا از موضع تفرعن پایین بیاید. اگر چه می دانم بازتابی ها از این جایگاه پایین نمی آیند.
۴- در رابطه با نقش طیف آقای محسن رضایی در ایجاد تفرقه بین جریان اصولگرا حرف های زیادی هست که انشاء الله در فرصتی دیگر بدان خواهم پرداخت. فقط دوستان را به این سابقه حوالت می دهم که در ابتدای تشکیل مجلس هفتم ، اولین سنگ بنای اختلاف در اصولگرایان تشکیل گروهی تحت عنوان فراکسیون وفاق و کارآمدی بود که برخی گردانندگان اصلی آن از نیروهای محسن رضایی هستند. بالاخره آقا محسن می خواهد جریان سوم راه بیندازد. یاد خط سه ای ها به خیر!
http://www.bidari57.blogfa.com
پیشگویی جالب منجم تونسی
نایب رئیس اتحادیه جهانی منجمان در مصاحبه با روزنامه اماراتی البیان از تحولات سیاسی - اجتماعی بسیار مهم در سال 2007 خبر داد.
به گزارش شبکه تلویزیونی الجزیره قطر، حسن الشارنی، منجم تونسی، مهمترین این تحولات را ترور شاه اردن و رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین ذکر کرد و گفت: منطقه عربی شاهد درگیریها و حمام خونهایی بخصوص در عراق و سوریه خواهد بود.
شارنی افزود: زندگی حسن نصرالله، دبیرکل حزب الله لبنان هم در خطر است و این بار از عملیات ترور سازمان اطلاعات اسرائیل (موساد) جان به در نمیبرد.
وی درباره صدام نیز پیش بینی کرد، خبر بیماری او و سپس خبر مرگ وی به طور غیرمنتظره ای اعلام شود.
شارنی همچنین پیش بینی کرد عملیات تروریستی در عربستان سعودی از سر گرفته شود. به پیش بینی شارنی، ترور شخصیتهای برجسته در سودان نیز یکی دیگر از ویژگیهای این سال خواهد بود.
وی همچنین از مرگ زین الدین زیدان، فوتبالیست الجزایری تبار فرانسه در یک حادثه رانندگی خبر داد.
همايش «افسانه هولوكاست» در قاهره
همايش «افسانه هولوكاست و قتل عام فلسطينيان» چهارشنبه شب با استقبال چشمگير پژوهشگران، محققين و سياستمداران در قاهره پايتخت مصر آغاز به كار كرد.
به گزارش ايرنا، وحيد الاقصري، رئيس حزب عرب سوسياليست مصر كه سخنانش به طور زنده چهارشنبه شب از شبكه خبري «العالم» پخش شد، به عنوان اولين سخنران همايش «افسانه هولوكاست و قتل عام فلسطينيان»، ادعاي كشتار يهوديان به دستور هيتلر را مظلومنمايي صهيونيستها براي باجخواهي از غرب و جهان ارزيابي كرد و گفت: اين ادعا بزرگنمايي شده است زيرا كل تعداد يهوديان در آلمان و ساير كشورهاي اروپايي در دوران جنگ جهاني از ۳ميليون نفر تجاوز نميكرد.
وحيد الاقصري با تاكيد بر اينكه در جنگ جهاني دوم حدود ۵۰ميليون نفر در جهان كشته شدند، گفت: اسرائيل همواره براي رها شدن از محكوميتهاي بينالمللي كشتار يهوديان را كه بسيار بزرگنمايي كرده، دست آويز خود قرار داده است.
الاقصري گفت:صهيونيستها ادعا ميكنند كشتار يهوديان يك حادثه بينظير در تاريخ است و هرگز تكرار نخواهد شد، در حاليكه سفيد پوستان آمريكا براي اشغال قاره آمريكا ۶۰ميليون نفر از جمعيت هشتاد ميليوني سرخ پوستان اين قاره را قتل عام كرد.
اولين سخنران همايش «افسانه هولوكاست و قتل عام فلسطينيان» تاكيد كرد: اسرائيليها از افسانه هولوكاست براي پوششي بر جنايتها و كشتارهاي خود در فلسطين، سوء استفاده ميكنند.
الاقصري به نقل از تاريخ شناسان گفت: نشانهاي مبني بر اينكه در دوران نازيها در آلمان اتاق گاز وجود داشته، به دست نيامده است.
وي با انتقاد از محدوديتها در غرب براي گفتوگو درباره هولوكاست گفت: در كتاب «تلمود» كه يكي از كتب مذهبي يهوديان است، آمده كه يهوديان از ساير ملل جهان برتر هستند و حق دارند هر جنايت، تجاوز و تصرفي را مرتكب شوند.
الاقصري افزود: بر اساس آنچه در كتاب مشهور «پروتكلهاي حكام صهيون» آمده است صهيونيستها ميتوانند با استفاده از هر حقه، فريب و دورغ، ديگران را به اسارت در آورند، زيرا به عقيده آنها هدف وسيله را توجيه ميكند.
وي گفت: اگر ادعاي يهوديان مبني بر اينكه آنها در فلسطين سابقه مدنيت و حاكميت داشتهاند را بپذيريم بايد به ايتاليا حق پس گرفتن انگليس و فرانسه و به ايران حق پس گرفتن تركيه و به اعراب حق پس گرفتن اسپانيا را به دليل اقامت ۸۰۰ساله در اين كشور، بدهيم.
الاقصري گفت: قدرت طلبي، تجاوز، غارت، كشتار و طغيان، اسرائيل ناشي از ضعف، سستي و چند دستگي اعراب و مسلمانان است.
وي افزود: اعراب و مسلمانان با زور مجبور به اجراي مصوبات سازمان ملل ميشوند، در حالي كه اسرائيل هيچوقت مصوبات اين سازمان بينالمللي را اجرا نكرده است.
براي كشتن 400 ميليون نفر به دنبال توجيه مناسبي در توراتيم!
دكتر محمد افقهي روز دوشنبه در همايشي با عنوان مسيحيت صهيونيزم در دانشگاه شهركرد افزود: جريان فكري مسيحيت صهيونيزم و نئومحافظه كاران، پيروان جنبش پروتستانيزم هستند و با استناد به آيات تحريف شده عهد عتيق كتاب تورات، براي ظهور حضرت مسيح چند پيش شرط گذاشتهاند.
اين استاد رشته علوم سياسي دانشگاه علامه طباطبايي تهران يادآور شد: مسيحيت صهيونيزم يكي ازپيششرطهاي ظهور حضرت مسيح(ع) را كشتن 400 ميليون انسان ميداند و به دنبال عملي كردن اين پيش شرط خود است.
به گفته وي، جريان انحرافي مسيحيت صهيونيزم، اسرائيل را دلال فيض الهي ميداند و از اين رو معتقد است در آخرالزمان تنها اسرائيل است كه به آسمان نزديك است و دستورات الهي در اين سرزمين نزول خواهد كرد.
وي يادآور شد: از همين رو جريان مسيحيت صهيونيزم كه بر كنگره آمريكا و حاكميت كاخ سفيد حكومت مي كند، معتقد است هيچ آسيبي چه از نظر مادي وچه از نظر معنوي نبايد به اسرائيل برسد.
افقهي اظهار داشت: تاسيس كيان صهيونيزم يكي ديگر از پيش شرطهاي حضور حضرت مسيح(ع) است كه در دهه70 ميلادي جريان مسيحيت صهيونيزم به اين خواسته خود دست يافت.
به گفته وي، جمع شدن يهوديان در يك منطقه كه همان سرزمين فلسطين است نيز يكي ديگر از اين پيش شرطهاي اعلام شده مي باشد و مسيحيت صهيونيزم بر اين اساس با طرح آزادي ' اورشيلم' ، دست به نسل كشي در فلسطين زد.
افقهي اظهار داشت: تخريب 'مسجد القصي' براي ساخت پيكره سوم سليمان(ع) نيز يكي ديگر از پيش شرطهاي جريان خطرناك مسيحيت صهيونيزم براي ظهور حضرت مسيح(ع) عنوان شده ودرهمين زمينه تمامي گمانهها و حفرههاي لازم براي تخريب مسجدالاقصي انجام شده و حتي در و پنجره معبد پيكره سوم سليمان نيز براي نصب بر روي خرابههاي مسجدالاقصي ساخته و در انبارها نگهداري مي شود.
اين تحليگر مسائل بينالمللي ايران گفت: مسيحيت صهيونيزم با اين تفكرات پوچ خود، بر اين عقيده است كه پس از انجام اين پيش شرطها حضرت مسيح(ع) ظهور ميكند و به مدت يك هزار سال در پيكره سوم سليمان برجهان حكومت خواهد كرد.
اين استاد دانشگاه گفت: پروتستانها فقط كتاب مقدس را قبول دارند و تقدس و طهارت پاپ را به رسميت نميشناسند و از كتاب مقدس نيز هميشه به عهد عتيق حضرت موسي(ع) و آيات نازل شده بر حضرت عيسي(ع) استناد ميكنند.
به گفته وي، در بخش 'صفر پيدايش ' عهد عتيق از كتاب مقدس در فصل19 آيه 30 ، تهمت هاي بسيار ناروايي به حضرت لوط و دخترانش زده مي شود و حتي حضرت مريم(ع) را به ناپاكي و حضرت عسيي(ع) را به بدترين القاب خطاب مي كند، در حالي كه درقرآن كريم هميشه انبيا با احترام و بسيار گرامي مورد خطاب قرار ميگيرد.
افقهي با بيان اينكه بر همين اساس و پيش شرط هاست كه آمريكا 63 قطعنامه عليه اسرائيل را وتو مي كند و به5/1 ميليارد مسلمان پشت ميكند، تصريح كرد: صهيونيزم به دنبال تجزيه خاورميانه و كشورهاي محور مقاومت نظير جمهوري اسلامي ايران و لبنان و سوريه است.
ايرانيان حق دارند از آمريكا متنفر باشند
روزنامه بوستون گلوب چاپ آمريكا روز دوشنبه در مقالهاي سياستهاي زورگويانه آمريكا را علت عدم استقبال ايرانيان از ايجاد رابطه با واشنگتن دانست.
به گزارش رجانيوز، اين روزنامه افزود: هرچند بسياري از جوانان ايراني از ايجاد ارتباط با آمريكا و يا گفتوگو با دولت اين كشور استقبال ميكنند اما در عين حال اعتقاد دارند سياستهاي زورگويانه دولت آمريكا و تلاشهاي مستمر آن براي به انزوا كشيدن ايران در صحنه بينالمللي علت اصلي عدم تحقق اين ايده است.
بوستون گلوب نوشت: ازاصلاحطلبان تا اصولگرايان تندرو همه ايرانيان ميگويند كه اين آمريكاست كه بايد قدم اول را براي از سرگيري گفتوگوهاي ديپلماتيك برداشته و احترام سياسي ايران را به جا آورد.
اين روزنامه به نقل از سعيد جليلي معاون اروپا و آمريكاي وزارت خارجه ايران گفت: اگر آمريكا صرفاً رفتار خود در قبال ايران را تصحيح كند آنگاه ما درهاي گفتوگو را باز خواهيم كرد. اما حالا براساس يك ضربالمثل فارسي كه ميگويد، 'ما را به خير تو اميدي نيست، شر نرسان ' با آمريكا رفتار مي كنيم.
بوستون گلوب همچنين يادآور شد: هرچند ممكن است برخي از ايرانيان از فيلمها، آداب و رسوم، موسيقي و حتي مردم آمريكا خوششان بيايد اما از دولت آمريكا، سياستهاي آن در خاورميانه و سياستمداران آمريكايي نفرت دارند.
اين روزنامه، توصيه اخير گروه مطالعه عراق به دولت آمريكا مبني بر آغاز گفتوگوهاي مستقيم با ايران را راهي موثر براي محدود كردن سياستهاي آمريكا براي منزوي كردن ايران دانست.
ارتباط معرفت شناختي انتخابات و سفرهاي استاني دولت نهم
علي جعفري*
1 - يك كليشه نسبتا رايج در ادبيات سياسي – رسانه اي كشور وجود دارد و آن نشستن مطبوعات به جاي احزاب است. يعني خلاء وجود احزاب و تشكيلات منظم و داراي برنامه از طريق روزنامه يا سايت پر شود. مثل اينكه به جاي مغازه فقط ويترين مغازه داشته باشيم. دنبال كنندگان اين راه نه تنها مغازه اي به دست نخواهند آورد بلكه ويترين خود را نيز ازدرجه اعتبار و كسب اعتماد مشتريان ساقط خواهند كرد. اين اتفاق تلخ براي چندمين بار در طول تاريخ حاكميت سياست و مطبوعات ايران، در سال هاي حاكميت پارادايم اصلاحات بر فضاي سياسي – اجتماعي – رسانه اي ايران بار ديگر تكرار شد.
2 – وقتي ويترين با تمام جذابيت ها و مزايايش چيزي براي عرضه به مشتري نداشته باشد پس در حقيقت نسبتي با او ندارد. پس هدف اصلي از جلب توجه رهگذران سلب توجه آنان از توجه به ساير ويترين هاست و بس! در اين حالت است كه طرف واقعي ويترين ما ديگر مشتري نيست بلكه ساير ويترين هاي رقيب است درست مثل روزنامه هاي جايگزين احزاب كه به جاي مخاطب قرار دادن مردم، با يكديگر حرف مي زنند. گويا كاركرد روزنامه ها فقط يك رو نوشت به ملت جهت اطلاع از دعواي قدرت است! بدين ترتيب روزنامه هاي در دست صاحبان زر و زور به يك تزوير نامه محض با صفحات اول پر از مراودات شخصيت ها و قدرت ها و منيت ها تبديل مي شود.
3 - در اين روزنامه ها هميشه مسايلي وجود دارد كه براي چهره هاي ثابت ، همان ها كه تيترهاي اول از رفتار ها و گفتارهاي ايشان تشكيل مي شود، خيلي مهم است. آنها دائم از اهميت يك موضوع صحبت مي كنند ولي نه اينكه دلايل و شواهد خود را به ملت عرضه كنند.
قرار نيست مردم طرف خطاب باشند بلكه قرار است هر روز صبح از مجموعه اين گفتگوها و رفتارهايي كه حالا ديگر شكل تيتر و عكس و مطلب به خود گرفته اند، فقط مطلع باشند! مهم نيست مردم چه سوالات، ابهامات يا خواسته هايي دارند بلكه مهم اين است كه پاسخ ها و خواسته هاي ما را بدانند.(بخوانيد خواسته هاي ما را خواسته هاي خود بدانند)
4 – البته روزنامه هاي زنجيره اي حزبي اين كارها را با رعايت همه اصول حرفه اي انجام مي دهند تا مبادا دستشان رو شود غافل از اينكه سواد رسانه اي خصوصا مطبوعاتي مردم در طول هشت سال گذشته آنقدر بالا رفته است كه ديگر تيتر اول يك مطبوعه را به عنوان مساله اول زندگي خود محسوب نكنند. ذهنيت تاريخي مردم ايران معمولا مسايل احزاب را به عنوان مسايل خود تلقي نكرده است. جالب اين كه احزاب به وجود اين ذهنيت آگاه بوده اند لذا بساط سياسي خود را نه در احزاب بلكه در دانشگاه ها يا مطبوعات پهن مي كنند.
5 – استفاده از تكنيك پنهان شدن پشت دانشگاه و مطبوعات نيز فقط شش سال جواب داد و توانست مساله اصلي احزاب را به مساله اصلي مردم تبديل كند. دقيقا از سال هفتم اصلاحات نه تنها مردم بلكه خود دانشگاهيان و نه تنها مردم بلكه بدنه عظيمي از حرفه اي هاي عرصه مطبوعات، لزوم اينكه مساله اول مطبوعات و مساله اول بدنه فعال سياسي دانشگاه همان مساله مردم است را مورد ترديد قرار دادند. امروزه بايد اين ترديد جديد را نيز به ذهنيت تاريخي منفي مردم ايران نسبت به احزاب، اين بار نسبت به حركت هاي سياسي دانشگاهي تند رو و حركت هاي مطبوعاتي از نوع اصلاحاتي آن اضافه كنيم.
6 - علي رغم اينكه احزاب نسبت به وجهه منفي خود نزد مردم يك آگاهي نسبي دارند ولي هنوز اين خود آگاهي را در خصوص ذهنيت منفي مردم به مطبوعات حزبي و حركت هاي حزبي دانشگاهي به دست نياورده اند – بخوانيد نمي خواهند بپذيرند- نشانه اين جهالت يا تمرد شناختي، مواضعي است كه در روزهاي اخير با پوشش درجه يك مطبوعاتي حركت افراطي عده اي دانشجوي حزبي دانشگاه امير كبير و همچنين در پافشاري جانانه در برابر مظلوميت انتخاباتي، قبل و خصوصا پس از روز انتخابات قابل مشاهده است. غافل از اينكه مردم حداقل در دو سال اخير نشان داده اند توجه چنداني به آنان ندارند.
7 – اين روزها در مطبوعات حزبي مذكور سعي بر القاي چند تسلط گفتماني است:
- تسلط گفتمان كارآمدي حركت هاي حذبي بر گفتمان كارآمدي حركت هاي مردمي( اين كه احزاب دوم خردادي به وحدت انتخاباتي رسيدند ولي لصولگرايان نتوانستند متحد شوند)
- تسلط گفتمان پيروزي احزاب بر شكست احزاب در انتخابات (اين كه ما پيروز شديم ولي نمي خواهند اسم ليست حزبي ما از صندوق بيرون بيايد)
- تسلط گفتمان كارآمدي احزاب در اداره كشور به گفتمان كارآمدي شايستگان برآمده از مردم( اينكه پس از ايجاد گراني دست ساز آن را با موج تبليغاتي تقويت كنن و تمام موفقيت هاي دولت مردمي را به حساب تلاش هاي دولت هاي حزبي قبلي برگردانند)
- تسلط گفتمان فرار از اصول به سمت منافع بر گفتمان ايستادگي بر اصول براي كسب منافع(اين كه حركت هاي بين اللمللي رئيس جمهور موضع نظام و ملت نيست و موضع شخصي است كه موقتا قدرت بدستش افتاده)
- تسلط گفتمان موجه بودن قدري از فساد و مفسد بر گفتمان ريشه كن كردن فساد و مفسد(اين كه چون اقتصاد و مولدان سرمايه، مبارزه با ناهنجاري هاي اقتصادي را برنمي تابند، اين حركت ها جز تلف كردن وقت و بدبين كردن ملت از يك طرف و كند شدن حركت اقتصادي كشور از طرف ديگرچيزي عايد ملت نخواهد كرد)
8- اما مهمترين و جديدترين جريان القايي و اقناعي كه در روزنامه هاي زنجيره اي احزاب خصوصا قبل و بعد از انتخابات شوراها به چشم مي خورد القا حزبي بودن حركت هاي دولت و خصوصا طرفداران مردمي او در انتخابات است. جالب اين است كه پس از اين كه جريان مذكور به هيچ وجه نتوانست القا مذكور را در خصوص روي كارآمدن مردمي دولت با موفقيت اجرا كند اينك در خصوص ادامه حركت عدالت طلبانه طرفداران مردمي دولت پياده مي كند.
كاربرد نهايي اين القا براي جريان مذكور مشخص است: اگر قرار باشد انگاره و تصوير دولت و بدنه فعال مردمي همراه او در نظر ملت خارج از چارچوب حزبي شكل بگيرد با اين روند موفقيت و كارآمدي كه دولت در پيش گرفته است نه تنها رقباي انتخاباتي سابق بلكه كل هويت تحزب بدين شكل كه تاكنون وجود داشته زير يك علامت سئوال بزرگ قرار خواهد گرفت. لذا ايشان به جاي ارتقا و رهاسازي خود از غل و زنجيرهاي باندي و گروهي به سطح ملي و بومي مردم ، سعي مي كنند نه خود دولت بل انگاره آن را در نزد ملت در حد يك حزب مثل خودشان پايين بياورند. به نظر نگارنده –كه مبتني بر تجربيات چندين ساله از مشاهده افت و خيزهاي حركت انقلابي ده سال اخير ايرانيان است- انگاره هاي القايي در گستره رو به تزايد خدمات مختلف دولت و عمق روز افزون روابط عاطفي او با ملت حل خواهد شد.
9- وراي همه اين جنجالهاي حزبي مردم عملكرد انتخاباتي دولت را در مقايسه با دولت هاي سابق مرور خواهند كرد. آن ها مي بينند كه دولت يك انتخابات واقعا سالم برگزار كرده است . چون مي دانند به چه كساني راي داده اند و به چه كساني راي نداده اند.
مردم حداقل در تهران به احزاب راي ندادند، آن ها حتي به ليست ها هم راي ندادند بلكه به افراد شاخصي راي داده اند كه احزاب و جريانها براي نجات خود به آن ها تمسك مي جويند . بنابر اين دست و پا زدن هاي حزبي پس از انتخابات براي مردم كاملا بي معني است.
10- حركت هاي اميدبخش و مكتبي دولت با چاشني انتخابات مردمي كه تقريبا هر سال برگزار مي شود، احزاب را وادار خواهد كرد كه نه با خودشان و براي تقسيم قدرت بين خودشان بلكه با مردم و براي اخذ فرصت خدمت از ايشان صحبت كنند.
انتخابات 24 آذر نشان داد كه از اين پس بايد يك تجليگاه ديگر پيوند دولت-مردم را نيز به سفر هاي استاني رياست جمهور اضافه كرد و آن هر انتخاباتي است كه در ايران برگزار خواهد شد. همانگونه كه سفرهاي استاني رئيس جمهور در ترويج فرهنگ علي وار ارتباط سهل و حقيقي مردم با قدرت و قدرتمندان يك دانشگاه اسلامي بزرگ است. انتخابات هاي همزمان با دولت نهم نيز در ترويج فرهنگ علي وار ارتباط متواضعانه و خالصانه قدرت و قدرتمندان با مردم حرف اول را خواهد زد. نتيجه نهايي اين دو سيستم قطع سيكل كشنده مشخص شدن همه چيز در لابي هاي پشت پرده قدرت و قدرتمندان است فارغ از اين كه "من" يا "او" راي بياورد.
*دانشجوي دكتراي فرهنگ و ارتباطات
